از علمای نجف تا آیت¬الله منتظری

حجت¬الاسلام دکتر عبدالله الدقاق


عصر اندیشه 1399/01/11 12:15:00 صبح

گفتاری از حجت¬الاسلام دکتر عبدالله الدقاق

حجت­الاسلام دکتر عبدالله الدقاق، مدیر حوزه علمیه بحرینی­ها و نماینده آیت­الله شیخ عیسی قاسم در گفت‌وگو با عصر اندیشه به مطالعات مربوط به ولایت فقیه و حکومت اسلامی در سطح بین­الملل پرداخت و از پیشینه این مباحث نزد علما و اندیشمندان سخن گفت. آن‌چه در ادامه می­آید حاصل گفتار این روحانی بحرینی است.

 

حکومت اسلامی از مهم‌ترین مباحث فقهی است و این واقعیت با تأمل در روایت صحیحی که در اصول کافی از امام باقر(ع) روایت شده است روشن می‌شود که می‌فرماید «اسلام بر پنج رکن بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و هیچ‌کدام از این­ها مانند ولایت مورد تأکید واقع نشده است.» (بُنِیَ الاسلامُ عَلَی خَمسٍ: الصّلاةُ و الزّکاةُ و الصَّومُ و الحَجُّ و الولایةُ و لَم یُنادَ بشیءٍ کما نُودیَ بالولایةِ) و در روایت دیگری به این شکل عنوان شده که «زیرا ولایت، اصل آن­ها است.»  بر اساس این روایت، ولایت، اصل احکام شرع است و ولایت عام یا مطلق فقیه نیز ریشه در همین ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد. از این­جا روشن می‌شود مباحث حکومت اسلامی و ولایت، جایگاهی والا در اندیشه و فقه اسلامی و حتی فلسفه اسلامی دارد اما متأسفانه به خاطر شرایطی که به مقتضای آن فقهای ما ناچار به رعایت تقیه بوده‌اند، آن‌چه در گذشته در باب ولایت فقیه و مباحث فقهی مربوط به آن نوشته شده بسیار ناچیز است. شاید اولین کسی که به ولایت مطلقه فقیه اشاره کرده است، محقق ثانی علی بن عبدالعالی کرکی باشد که ادعای اجماع بر ولایت مطلقه فقیه را مطرح کرده و پس از او نیز علما یکی پس از دیگری به مبحث ولایت عامه فقیه پرداخته­اند.

اولین کسی که این مبحث را به روش استدلالی و به شکل مستقل مطرح کرده، محقق شیخ احمد نراقی در کتاب «عوائد الایام» است؛ او این کتاب را درباره قواعد فقهی نوشته و یکی از قواعد آن را به بحث ولایت فقیه اختصاص داده است. یکی از کسانی که این بحث را به صورت نظری مطرح و در عمل نیز آن را اجرا کرده امام خمینی است. ایشان جزو آن دسته از فقهایی قرار می­گیرد که دایره اختیارات گسترده­ای برای ولی فقیه قائل است. بدین ترتیب بحث ولایت فقیه بحثی بسیار مهم است به‌ویژه در عصر کنونی که در جمهوری اسلامی ایران شاهد برقراری حکومت اسلامی هستیم.

در جهان عرب و اسلام نیز مطالب زیادی درباره حکومت اسلامی و نظام سیاسی در اسلام و ولایت فقیه نوشته شده است و شاید در عصر حاضر اولین کسی که درباره نظام سیاسی کتابی نوشته مرحوم شیخ محمدمهدی شمس­الدین باشد که کتابش در سال 1955 میلادی در نجف اشرف چاپ شد. در آن زمان، ایران حکومت اسلامی نداشت و هنوز حزب الدعوة الاسلامیة نیز تشکیل نشده بود. شیخ محمدمهدی شمس­الدین از پیشگامان جهان عرب در این زمینه بود که این کتاب را نوشت و پس از آن در سال 1990 نیز اصلاحاتی روی آن انجام داد و قائل به ولایت امت بر خویشتن شد و نظریه ولایت عامه فقیه را منکر شد که این نظر مختص ایشان است ولی به هر حال او از پیشگامان بحث ولایت فقیه است.

یکی دیگر از کتاب­هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب «خمینی و حکومت اسلامی» (الخمینی والدولة الإسلامیة) اثر مرحوم شیخ محمدجواد مغنیه است که این کتاب را در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نوشت. این کتاب نیز منکر ولایت مطلقه فقیه است و ضمن موافقت با نظرات امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در دو نکته با ایشان اختلاف نظر دارد؛ یکی ثبوت اطلاق برای ولایت فقیه و دیگری این­که درآمدهای مالی و زکات در حکومت اسلامی جزو درآمدهای حکومت محسوب
می­شود و مختص فقرا نیست. اما شیخ محمدجواد مغنیه بر این باور است که این درآمدها ویژه فقرا و مساکین است و جزو
مالیات­ها و درآمدهای حکومت اسلامی نمی­شود.

یکی از برجسته­ترین و مهم­ترین آثاری که درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه نوشته شده است متعلق به شهید سید محمدباقر صدر است که در کتاب «الاسلام یقود الحیاة» در چند حلقه گنجانده شده و مهم­ترین آن­ها حلقه اول و حلقه چهارم است. شهید صدر در حلقه اول به تبیین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می­پردازد و در حلقه چهارم آخرین نظریه خود به نام خلافت انسان و شهادت را مطرح می­کند. کتابی که آن را به مناسبت تأسیس حزب الدعوة نوشت و پس از آن قائل به ولایت عام فقیه شد و این نظر خود را در تعلیقه­ای بر «منهاج الصالحین» و رساله «الفتاوی الواضحة» بیان کرد. وی در آخرین روزهای عمر نیز نظریه وسط خود را مطرح نمود که در آن میان شورا و ولایت عام فقیه جمع کرد و قائل به خلافت انسان به همراه شهادت انبیا شد که بر اساس آن انسان با اشراف و نظارت مرجعیت به خلافت (حکومت) می­رسد. بدین معنا که انسان به شرط اشراف مرجعیت می­تواند از حق سیاسی خود بهره­مند شود که البته بیان این نظریه و مراد شهید صدر از آن جزئیاتی طولانی دارد. در این زمینه شاگردان شهید صدر نیز در فهم مطالب کتاب وی با هم اختلاف نظر دارند و شهید سید محمدباقر حکیم نظری دارد و سید کاظم حائری نظری دیگر. این­ها خلاصه­ای بود از کتاب­هایی که در جهان عرب و اسلام درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه نوشته شده است.

آثاری که بیان شد مربوط به دوران پیش از انقلاب بود اما پس از پیروزی انقلاب نیز کتاب­های زیادی درباره ولایت مطلق یا عام فقیه نوشته شد؛ مانند کتاب «ولایة الامر» و «أسس الحکومة الاسلامیة» اثر آیت­الله سید کاظم حائری و «ولایة الامر» اثر آیت الله شیخ محمدمهدی آصفی. اما در جامعه ایران و جمهوری اسلامی ایران نیز کتاب­های زیادی درباره ولایت فقیه نوشته شد که شاید برجسته­ترین آن­ها کتاب «دراسات فی ولایة الفقیه» اثر مرحوم شیخ حسینعلی منتظری در چهار جلد باشد. این اثر وسیع­ترین کتاب در موضوع فقه حکومت اسلامی به شمار می‌رود و بنده بسیاری از مباحث آن را مطالعه کرده­ام و به نظرم به‌عنوان مرجعی است که به مهم­ترین دلایل مطرح شده در ولایت عام فقیه پرداخته است. اما از لحاظ قدرت استدلال شاید کتاب سه جلدی آیت­الله شیخ محمد مؤمن قمی به نام «الولایة الالهیة الاسلامیة» قوی­تر از کتاب شیخ منتظری باشد. البته شیخ مؤمن کلمات شیخ حسینعلی منتظری را بررسی و مورد مناقشه قرار داده و آن­ها را تأیید یا رد می­کند. اما از نظر عمق استدلال فقهی و اصولی و آوردن ادله باید گفت کتاب شیخ مؤمن قمی بسیار بهتر از کتاب شیخ منتظری است. با این وجود باز هم کتاب شیخ منتظری را می‌توان دانشنامه­ای مشتمل بر بسیاری از آیات و روایات و نظرات علما و ادله ولایت عام و مطلق فقیه دانست.

در این میان آثار چند جلدی فراوانی نیز در این زمینه نوشته شد؛ مانند دوره چهار جلدی تهرانی(مرحوم سید محمدحسین تهرانی) و دوره سه جلدی شیخ مظاهری به نام «فقه الولایة و الحکومة الاسلامیة» و نمونه­های بسیار دیگر. اما با این حال دو کتاب، مشهورتر از بقیه هستند. اولی بحثی است که امام خمینی در جلد دوم کتاب بیع ذکر کرده و دوم کتاب حکومت اسلامی است که دربردارنده 16 سخنرانی امام خمینی در نجف اشرف است. این­ها دو کتاب اصلی و محوری برای بسیاری از مباحث فقهی ولایت فقیه هستند.

مجله­ای تخصصی نیز به نام «حکومت اسلامی» وجود دارد که توسط دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری منتشر می­گردد و بحث­های تخصصی خوبی در آن عنوان می­شود و علاوه بر این به تازگی کتاب­های زیادی نیز در این زمینه نوشته شده است که شاید یکی از مهم­ترین آن­ها کتاب «حاکمیت الهی» اثر سید محمدمهدی خلخالی، مقرِر درس سید خوئی باشد. این کتاب از لحاظ فراگیری و تتبع، خوب و ممتاز است و کتاب­های دیگری نیز از این دست وجود دارد که از آن میان می­توان به کتاب «نظریة الحکم فی الاسلام» اثر شیخ محسن اراکی، آثار آیت‌الله شیخ مصباح یزدی و کتاب «ولایة العدالة و الفقاهة» اثر آیت­الله شیخ جوادی آملی.

بنده نیز بحثی فقهی به عنوان درس خارج فقه در موضوع ولایت مطلق فقیه با عنوان «بحوث فقهیة فی ولایة الفقیه المطلقة» ارائه کرده­ام که تا کنون 69 جلسه از آن سپری شده و 30 جلسه نخست آن شامل استدلال­های مبتنی بر قرآن، سنت، اجماع و عقل بر اصل ولایت فقیه است. ویژگی این کتاب تتبع و فراگیری تمام ادله است به‌گونه­ای که در آن 35 آیه آمده که برای ولایت عام یا مطلق فقیه به آن­ها استدلال می­شود. در مورد ادله عقلی ولایت فقیه نیز بیش از ده دلیل در این جلد بیان شده و همچنین در مورد دلیل اجماع و مؤیداتی که در این زمینه وجود دارد تتبع کامل و جامع صورت گرفته است.

جلد دوم این دوره نیز حاصل 39 جلسه درس است. جلد دوم به بررسی روایاتی می­پردازد که ادعا شده این روایت­ها ما را از انقلاب و برپایی حکومت اسلامی نهی می‌کنند. در این زمینه بیش از 25 روایت را کاملاً مورد مناقشه قرار دادیم و روشن شد که این روایت­ها از لحاظ سند و دلالت درست نیستند. از سوی دیگر در این جلد، 15 دلیل مبنی بر وجوب برپایی حکومت اسلامی در زمان غیبت صغری در صورت امکان را مورد بررسی قرار دادیم که سه دلیل اول از نظر ما تام است و همان دلایل عقلی است که امام خمینی نیز برای اثبات لزوم برپایی حکومت اسلامی در عصر غیبت به آن استناد کرده است.

در این جلد علاوه بر این به شرایط ولی فقیه نیز پرداخته و 15 شرط لازم برای ولی امر را ذکر کرده­ایم؛ بدین معنا که شخص باید 15 شرط را داشته باشد تا ولایت او ثابت شود. تمام مطالبی که بیان شد مربوط به جلد دوم کتاب است که به طور کلی به سه فصل تقسیم می­شود و عبارتند از: ادله­ای که ادعا شده از برپایی حکومت اسلامی در عصر غیبت نهی می­کنند، ادله دال بر وجود برپایی حکومت اسلامی و شرایط ولی امر. مباحث دیگری نیز وجود دارد که اگر خدا عمری عنایت کند در سال آینده ارائه خواهیم کرد و موضوع آن تعیین ولی فقیه است که ولی فقیه چگونه تعیین می­شود به‌ویژه اگر فقها متعدد باشند و آیا ملاک تعیین او بنا بر نظر شیخ منتظری «انتخاب» است که البته این نظر مختار ما نیست یا این­که ملاک تعیین ولی فقیه «تصدی» است که نظر امام خمینی نیز همین است و ما نیز همین نظر را داریم.

بحث­های دیگری نیز در این زمینه وجود دارد مانند رابطه ولایت فقیه و شورا و این­که آیا مشورت کردن برای ولی فقیه واجب است یا خیر و این­که اگر او مشورت کرد، اجرای نظر شورا بر او واجب و لازم است یا الزامی وجود ندارد؟ تمام این­ها مسائلی است که باید بررسی شود و به شبهات مربوط به ولایت فقیه پاسخ داده شود و اگر بحث ما ادامه داشته باشد شاید به چهار جلد نیز برسد. در این چهار جلد بر بحث ولایت فقیه متمرکز خواهیم بود و تفاوت این دوره با دوره چهار جلدی مرحوم منتظری این است که ایشان در کتاب خود به اقتصاد و درآمدهای حکومت اسلامی نیز پرداخته است و به همین ترتیب شیخ مظاهری هم در کتاب سه جلدی «فقه الولایة و الحکومة الاسلامیة» که در جلد اول آن درباره ولایت فقیه بحث کرده، در جلد دوم و سوم به اقتصاد حکومت اسلامی پرداخته است. در بسیاری از کتاب­های دیگری که درباره ولایت فقیه نوشته شده نیز می­بینیم به مباحث سیاسی و اقتصادی پرداخته شده است در حالی که ما نیاز داریم از لحاظ سیاسی اصل ولایت فقیه را به اثبات برسانیم و جایگاه آن را در فقه و اندیشه و سیاست خود روشن ساخته و ابعاد و چارچوب آن را معلوم کنیم.

به‌عنوان مثال می­بینیم شیخ مؤمن قمی در کتاب خود به نام «الولایة الالهیة الاسلامیة» به ولایت ائمه علیهم‌السلام پرداخته در صورتی که ما نیازی به پرداختن به بررسی ولایت فقیه در زمان معصوم نداریم. اما جلد سوم کتاب ایشان درباره ولایت فقیه در عصر غیبت کبری است و این همان چیزی است که به آن نیاز داریم. پس بحث ما ولایت عام یا مطلق فقیه در زمان غیبت کبری است و تمرکز آن بر جنبه سیاسی است و به جنبه­های اقتصادی و دیگر جنبه­های حکومت اسلامی کشیده نمی­شود زیرا این جنبه­ها نیازمند بحثی طولانی و مستقل هستند که از خدای عزوجل می­خواهیم که ما را در انجام آن موفق بدارد. باید گفت کتاب­های زیادی درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه نوشته شده که ما از آنها استفاده خواهیم کرد.

ثمره بحث و تلاش اندک ما این است که ولایت عام یا مطلق فقیه بهترین نظام نظری و عملی اسلامی است؛ از لحاظ نظری باید گفت ادله ولایت فقیه از ادله ولایت امت بر خویشتن که نظر شیخ محمدمهدی شمس­الدین است، قوی­تر و از نظریه شورا که نظر علامه طباطبایی صاحب المیزان است، محکم­تر است. نظریه ولایت فقیه از میراثی تاریخی و معرفتی بهره­مند است که روایات شریف و سخنان فقها بر آن دلالت دارد و از لحاظ عملی نیز هیچ نظریه اسلامی در این زمینه به جز نظریه ولایت فقیه قابل اجرا نیست و اصلاً به عرصه اجرا نرسیده است و تنها نظریه­ای که عملاً اجرا شده نظریه ولایت مطلق فقیه است. از این رو لازم است بحث ولایت مطلق فقیه مورد بررسی دقیق واقع شود و اشکالات و شبهات آن بررسی و پاسخ داده شود.

https://b2n.ir/129345

تاریخ :

1399/01/11 12:15:00 صبح

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه شماره 25
جمعه , 26 شهریور 1400 , 15:28