کجای این قصه ایستاده‌ایم؟!

سرمقاله شماره 22


عصر اندیشه 1399/02/24 03:38:25 عصر

درنگی بر سه سال همراهی با عصر اندیشه

«ژورنالیسم تفکرزداست، زیرا از عجله خلق شده است. تداوم بقای ژورنالیسم منوط به این است که حداکثر اخبار و گزارش‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن تهیه و مخابره شود (صفحات روزنامه‌ها باید
به سرعت پر شوند، وقت برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی باید به سرعت پر شوند، گزارش‌های به اصطلاح «کارشناسی» باید در کم‌ترین زمان نوشته شود...) در نهاد ژورنالیسم، در قالب برنامه‌های به اصطلاح «کارشناسی»، درباره‌ی عظیم‌ترین موضوعات به سردستی‌ترین وجه سخن‌پردازی می‌شود حال آن‌که تفکر مستلزم مراقبه و تأنی و درنگ است.» (تفکرزدایی ژورنالیسم؛ دکتر محمد خندان – وبگاه سوره اندیشه)

همیشه این دغدغه را چه در دوران دانشجویی و چه در ایامی که به کار رسانه مشغول بودم همراه خود داشتم که چرا مجلات و فصلنامه‌های پژوهشی با شمایلی یکنواخت، رنگ‌بندی و گرافیک‌های ساده و غیرجذاب و بعضاً پردازشگر موضوعاتی بی‌اهمیت و یا کم‌اهمیت، بیرون از فضای دانشگاه‌ها و مراکز مطالعاتی و پژوهشی کاربرد چندانی ندارند و صرفاً زینت‌دهنده قفسه‌های کتابخانه و حجم‌دهنده فهرست مقالات نمایه هستند. این دغدغه با من بود تا این‌که در روزهای پایانی سال 95 حضور و فعالیت در ماهنامه عصر اندیشه مطرح شد.

در نگاهم این‌که بتوانیم مفاهیم و مقولات اندیشه‌ای را قالب ژورنالیسم - که به سطحی‌نگری متهم است - ارائه کنیم، امری دشوار و غیرقابل باور بود. این‌که شما در مرزی حرکت کنید که نه یک مقاله علمی - پژوهشی با دستورالعمل نگارش خاص باشید و نه یک نشریه زرد که موضوعات روز و سطحی برایش مهم است یا ژورنال‌های خبری و تحلیلی که چند سالی‌ست با گرایش‌های سیاسی خاص در بین جراید جا باز کرده‌اند، کاری بس دشوار بود و مسیر پیش‌رو را بسیار ناهموار نشان می‌داد.  در کنار همه این دغدغه‌ها، مخاطب‌شناسی و همراه‌کردن مخاطب پله‌ی بعدی بود. مخاطبانی که هم نشریات علمی و پژوهشی را ورق زده‌اند و هم ژرونال‌های زرد و هم ماهنامه‌های خبری و تحلیلی را و در نهایت با گرایش‌هایی که دارند، به دنبال موضوعات جذاب و پربحثِ اندیشه‌ای هستند و در عین حال از پیچیده‌خوانی و پیچیده‌نویسی هم دوری می‌کنند.

افزون بر همه‌ی این دغدغه‌ها فروش روی دکه‌ها بود که  فرایند نفس‌گیر و طاقت‌فرسایی‌ست که حیات و ممات جریده به آن بستگی دارد. همه این‌ها را بگذارید کنار چالش‌هایی همچون گرانی و کمبود کاغذ، پایین بودن سرانه مطالعه در جامعه، بی‌اهمیت‌تر شدن مطبوعات کاغذی به واسطه توسعه فضای مجازی و دوران حاکمیت بلامنازع نشریات زرد و رنگارنگی که با جلد کردن عکس یک سلبریتی مشهور صرفاً انگیزه‌های سوداگرایانه و مادی را در سر می‌پروراند.

در همین چند خط شاید برای خواننده این سطور روشن شده باشد که چه راه سخت و پیچیده‌‌ای پیش روی یک رسانه اندیشه‌ای بود تا به رسالت واقعی خود که ترویج تفکر و تهیه خوراک اندیشه‌ایِ سالم است دست یابد. اما این مسیر با یک تیم همراه و همدل و با انگیزه فراوان و جلسات و مشاوره‌های متعدد آغاز شد و امروز پس از سه سال تلاش در این مجله سعی کردیم گام‌های متفاوتی برداریم و از بیان آن‌ها در روزهای پایانی سومین سال حضورمان در این فصلنامه هیچ ابایی نداریم:

اولاً: ما تلاش کردیم «ژورنالیسم اندیشه‌ای مسئولانه» را به نمایش بگذاریم و از آن به هیچ وجه عدول نخواهیم کرد. عصر اندیشه به‌عنوان یک رسانه اندیشه‌ای سعی کرد تا خود را بی‌تفاوت نسبت به جامعه پیرامونی‌اش تعریف نکند و هر آن‌چه که در جامعه ایران - که پایه‌های هویتی آن در اسلامیت و ایرانیت تعریف می‌شود - رخ می‌دهد را در حد بضاعت از دریچه اندیشه و تفکر مورد واکاوی و بررسی قرار دهد. این نگاه نسبت به همه عرصه‌های زندگی انسان حاکم بود و همان قدر که موضوعات سیاست خارجی برایمان اهمیت داشت، به مسائل اجتماعی ایران، حوزه سینما و کتاب، حوزه آموزش و پرورش و موضوعات مربوط به رسانه، فضای مجازی، هویت و تاریخ نیز می‌پرداختیم. البته که تنوع موضوعات و مسائل در جوامع انسانی به حدی است که چه‌بسا پرداختن به بسیاری از حوزه‌ها از توان و مجال ما خارج باشد.

ثانیاً: ما روشنفکری برج عاج‌نشین را که صرفاً از پشت پنجره‌های اتاق‌شان به جامعه پیرامون‌شان نگاه می‌کنند و از پیچیدن نسخه‌ی بومی و کاربردی برای ملت‌شان فراری‌اند تقبیح کردیم و کوشیدیم هر آن‌چه را که در حوزه اندیشه پی می‌گیریم، در نهایت با راهکارهای کاربردی و عملیاتی به عرصه زندگی واقعی بکشانیم. ما تلاش کردیم تا آن‌چه بر کاغذ نقش می‌بندد، آن‌قدر مغلق و پیچیده نباشد که مخاطب برای خواندن آن‌ها نیازمند یک استاد و شارح باشد و پیچیده‌نویسی را برخلاف بسیاری از مطبوعات و مجلات این‌چنینی امتیاز نمی‌دانستیم. «بی‌سعادتی آن‌جاست که ژرونالیسم بخواهد با انتشار مطالبی در جراید که فقط اهل اندیشه و مجهز به مبانی لازم، آن هم در خلوت و با تمرکز کامل می‌توانند بخوانند و بهفمند، به طرزی تصنعی خود را عمیق، پیشرو یا سطح بالا نشان دهد.» (عبدالحسین آزرنگ _ انسان شناسی و فرهنگ) و این آسیبی است که امروز بسیاری از رسانه‌های اندیشه‌ای دچار آنند.

ثالثاً: از عمده‌ترین راه‌های جوشش و شکل‌گیری اندیشه، ایجاد بستری برای رخ دادن مناظرات دوطرفه و مواجهات پرسشگرانه میان اصحاب اندیشه و صاحب‌نظران حوزه‌های مختلف است. آن‌چه از روز ابتدای حضورمان در عصر اندیشه به دنبال آن بودیم، این بود که هر نگاهی که سعی دارد به‌دور از تعصبات سیاسی و قومی - قبیله‌ای موضوعی اندیشه‌ای و علمی را مدنظر قرار دهد، فرابخوانیم و اندیشه‌ مقابل آن نگاه را هم در قالب مواجهات علمی و تضارب اندیشه دعوت کنیم تا از درون این جوشش به محتوایی اصیل دست یابیم. لذا بسیاری از موضوعات را یک‌طرفه نگاه نکردیم و حتی اگر مناظره‌هایی هم شکل نگرفت، کوشیدیم در حد بضاعت و فضای مجله دیدگاه‌های متعدد را طرح کنیم و قضاوت نهایی را برعهده مخاطب بگذاریم.

رابعاً: مرسوم است در صفحات اندیشه روزنامه‌ها و یا بسیاری از ژورنال‌های اندیشه‌ای یک اندیشمند برجسته از قدما یا متأخرین را محور قرار داده و پیرامون آثار، اندیشه‌ها و زندگی او به تولید محتوا می‌پردازند. هرچند که این کار مزایا و فواید فراوانی دارد اما کلیشه‌ای است که هنوز در فضای ژورنالیسم اندیشه نیز رایج است. عصر اندیشه ضمن ارج نهادن به همه اندیشمندان برجسته چه در داخل و چه خارج از مرزها تلاش کرد تا از میان اندیشه‌ها و تفکرات آن‌ها هر آن‌چیزی را که می‌تواند در حل مسائل جامعه مفید و مؤثر واقع شود، مورد مداقه قرار دهد تا از رهگذر آن اندیشه قدم به عرصه‌ی واقعیت و عمل نیز بگذارد.

گام‌های پیش‌رو

آن‌چه گفتیم گام‌هایی بود که برداشتیم و در هر گام درصدد بودیم نقایص گذشته را برطرف کنیم. امروز در این سونامی فضای مجازی علیه اندیشه و تفکر انسان‌های کره خاکی، وظیفه نشریاتی که به نشر اندیشه و مباحث عمیق می‌پردازند بسیار سنگین‌تر است. ما در کارمان علی‌رغم همه سختی‌هایش، به دنبال آنیم که برای مخاطب کم‌حوصله به محتوای خلاصه و موجز اندیشه‌ای روی آوریم. امروزه ازجمله حلقه‌های مفقوده اساسی تولید مطالب اندیشه‌ای کوتاه و جذاب است و این مهم قطعاً یک نوآوری گرافیکی را نیز می‌طلبد.

علاقه‌مندیم مسئله‌محور به تولید مطالب بپردازیم و چه بهتر که مسائل از مخاطب بیرونی به دست ما برسد و آن‌چه که در متن جامعه مورد نیاز است در تیررس تحلیل ما قرار گیرد. عصر اندیشه به شدت در پی آن است که مرزهای گفت‌وگو بین عالمان اندیشه و علوم انسانی را بشکند و اصرار دارد تا بستر گفت‌وگوهای اندیشه‌ای را حتی در مجامع دانشگاهی و ژورنالیستی و در پیش روی دانشجویان و پژوهشگران فراهم کند تا شاهد جوشش اندیشه‌های جدید باشد. نهایت اهداف و حرکت عصر اندیشه و هر مجله اندیشه‌ای که «ژورنالیسم اندیشه‌ای مسئولانه» را سرلوحه خود قرار داده است باید آن باشد که به وقت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مسئولان و سیاست‌گذاران و در مواقع بحران‌های ملی در قاب بسترهای رسانه‌ای به خروجی‌های مطلوبی که راهکارهای اجرایی متنوعی را در درونش دارد، دست یازد.

این یک مطالبه حقیقی از اصحاب اندیشه و فکر فضای ژرونالیستی کشور است که با تلاش روزافزون جای خودشان را در قصه امروز این جامعه و شهروندان آن روشن کنند. بی‌مسئولیتی و بی‌تفاوتی و ندیدن واقعیت‌ها از سوی دست‌اندرکاران ژورنال‌های اندیشه‌ای و یا صفحات اندیشه‌ی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها دردی را دوا نخواهد کرد. این بی‌تفاوتی‌ها و ندیدن‌ها از سوی آن‌هایی که می‌اندیشند و تحلیل می‌کنند باعث می‌شود تا موضوعات یا از تریبون‌های زرد و بی‌محتوا مورد تفسیر قرار گیرد یا آن‌قدر رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد که از ورطه اندیشه کنار زده شود. در همین راستا تجویزهای غیربومی، عرفی و سطحی هم راه به جایی نخواهد برد. دیر یا زود باید صاحبان قلم در حوزه تفکر که دستی بر آتش ژرونالیسم دارند و از سطحی‌نگری و نگاه یک‌طرفه و سیاسی به موضوعات، مسائل و معضلات نیز می‌پرهیزند، روشن کنند که کجای این قصه ایستاده‌اند؟!

https://b2n.ir/683414

تاریخ :

1399/02/24 03:38:25 عصر

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه شماره 22
پنجشنبه , 08 خرداد 1399 , 11:34