از مظلوم قانون اساسی تا قانون اساسی مظلوم

حامد نیکونهاد


عصر اندیشه 1399/02/24 05:00:00 عصر

تأملی گذرا بر نقش منحصربه فرد شهیدبهشتی در تصویب قانون اساسی

امام خمینی: ايشان را من بيست سال بيشتر مى‏شناختم. مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. و آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود. (صحيفه امام؛ ج ‏14؛ ص  518).

سه قسم مظلومیت برای شهید بهشتی قابل ذکر است. نخستین مظلومیت که شاید در ذهن بیشتر مخاطبان، همین بعد پررنگ باشد این است که شخصیت شهید بهشتی به‌ویژه در اوان انقلاب بسیار مورد تهاجم بود و گروه‌های مختلف فکری و سیاسی ایشان را ترور شخصیت می‌کردند؛ در تهمت‌هایی که به ایشان وارد می‌شد می‌توان تعابیری چون دیکتاتور، انحصارطلب و سرمایه‌دار را یافت و حتی در مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی نیز مکرراً به استبداد و خودمحوری متهم می‌شد. بُعد دوم مظلومیت ایشان، مغفول و ناشناخته ماندن شخصیت علمی شهید بهشتی به‌ویژه در میان نخبگان و فرهیختگان است. فراموش نمی‌کنم زمانی که در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودم و بنا داشتم اندیشه‌های شهید بهشتی در حوزه قانون اساسی را به‌عنوان موضوع پایان‌نامه انتخاب کنم و موضوع را با یکی از اساتید نامدار حقوقی مطرح کردم، واکنش سرد و ناامیدکننده و دردآور ایشان مرا از پیگیری موضوع در آن مقطع ناکام گذاشت. تلقی ایشان چنین بود که از آثار شهیدبهشتی پایان‌نامه درنمی‌آید!

وجه سوم مظلومیت که دغدغه شخصی نگارنده تمرکز بر مظلومیت‌زدایی معطوف به همین جنبه است، آن است که در برخی از تریبون‌ها و نوشته‌ها شخصیت شهید بهشتی مصادره و تحریف می‌شود بدین ترتیب که برخی از نخبگان جامعه علمی و سیاسی تصویری وارونه از شهید بهشتی به‌مثابه آخوندی متجدد و لیبرال‌مسلک در ذهن مخاطب ترسیم می‌کنند. ناجوانمردانگی این مسئله، از آن تهمت‌های سال‌های اول انقلاب نسبت به شهید بهشتی، اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. شهید بهشتی به تصریح مکرر خودش، یک طلبه انقلابی و باورمند به اسلام اصیل بود. همین باورمندی عمیق، در فرآیند تهیه و تصویب قانون اساسی قابل ملاحظه است.

شهید بهشتی به‌جد معتقد به اصالت اسلامی قانون اساسی و التقاطی نبودن آن بود؛ ایشان بر این باور بود که در جریان نهضت اسلامی، جامعه جدیدی در ایران بر اساس اصالت‌های اسلامی شکل گرفته و در نتیجه قانون اساسی باید متناسب با این جامعه انقلابی و اسلامی طراحی، تدوین و تصویب شود و در فرآید تدوین قانون اساسی در این جهت بسیار تلاش کرد. اقدام مهم و کلیدی شهید بهشتی در این راستا، تثبیت «نظام امت و امامت» در قانون اساسی است. وی در جلسه اختتامیه تصویب قانون اساسی صراحتاً خطاب به ملت می‌گوید: «ما براي نظام آينده بهترين نامي كه مي‌توانيم انتخاب بكنيم همان نام اصيل اسلامي است؛ نظام امت است و امامت. امت و امامتي كه همين‌طور از نظر واژه و ريشه با هم يك ريشه دارند و از يك مصدر هستند در مقام عينيت هم يكي هستند و اين است آرزوي بزرگ ما» (صورت مشروح مذاكرات قانون اساسی، ج3: ص1836). ایشان در توضیح بیشتر اصالت و قدمت این نظام چنین می‌گوید: «حقيقت اين است كه برداشت تشیع راستين از اسلام، مناسب‌ترين نام را براى اين نظام قبلاً پيش‌بينى كرده است: «نظام امت و امامت». نظام سياسى اجتماعى جمهورى اسلامی، نظام امت و امامت است و حق اين است كه با هيچ‌يك از اين عناوينى كه در كتاب‌هاى حقوق سياسى يا حقوق اساسى آمده قابل تطبيق نيست. اتفاقاً يك بار انقلابيون ايران اين تجربه را كردند و پاى چشمشان خورد. براى رهايى از استبداد انقلاب كردند. بعد گفتند حالا مى‌دانيد چه جايش بگذاريد؟ مشروطه! چون اين عنوانى كه براى نظام جديد انتخاب شده بود عاريه‌اى بود و مربوط به فرهنگ اسلام نبود، حتى آن تأثيرى را كه در صاحبان اصلى اين فكر عاريتى مى‌توانست داشته باشد براى ما نداشت. خاصيت چيز عاريتى همين است. ... نام راستين و كامل اين نظام، «نظام امت و امامت» است. در رأس اين نظام، اصول عقيدتى و عملى اسلام بر اساس كتاب و سنت است. همه‌چيز بايد از اين قله سرازير شود» (مبانی نظری قانون اساسی، 1390، صص 39-38).

مبانی و اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی چه در زمینه تعامل با کشورهای اسلامی و چه به طور کلی بحث حمایت از مستضعفان و حمایت از وطن اسلامی که ناظر بر اصول 154 و 152 و 11 قانون اساسی است از دیگر زمینه‌هایی است که دیدگاه شهید بهشتی بسیار دقیق و شیوا و پاسخگوی پرسش‌های امروز جوانان به‌ویژه در خصوص مبنای پشتیبانی از محور مقاومت در منطقه و صدور انقلاب است. به عنوان نمونه در دفاع از اصل 11 (تکلیف دولت به کوشش پیگیر برای تحقق وحدت جهان اسلام و تشکیل امت واحده) چنین توضیح می‌دهد:

«از نظر تعاليم مقدس اسلام، نظام اسلامى در هر گوشه از جهان تحقق پيدا كند حكومتى به وجود مى‌آورد كه مسئولیتش در داخل مرز محدودى قرار نمى‌گيرد و نسبت به همه انسان‌ها و به‌خصوص همه مسلمان‌ها داراى تعهد و مسئولیت مى‌شود و بر طبق تعاليم اسلام اين طبع و خصلت حكومت اسلامى است. ... وقتى در قسمتى از سرزمين اسلام حكومتى با هويت اسلامى به وجود مى‌آيد از همان آغاز تشكيل بايد خود را نگران وضع سياسى و اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى و معنوى و روحى همه مسلمانان بداند، ولى نه بدان معنا كه اين حكومت مى‌خواهد قلمرو خودش را گسترش دهد و سرزمين‌هاى ديگر را با زور متصرف شود و به خود ملحق كند، هرگز نه، بلكه بدان معنا كه بايد به كمك اين مسلمانان بشتابد و با كمك يكديگر وضعى براى خود به وجود بياورند كه آن‌ها نيز خود را داراى نظام اسلامى بيابند و وقتى اين نظام‌ها همه اسلامى شد، آن‌وقت تشكيل يك واحد سياسى بزرگ جهانى در لواى اسلام امرى است طبيعى و درست به همين دليل است كه انقلاب اسلامى ما امروز اين همه دشمن دارد، به خصوص دو قدرت بزرگ جهان و دو اردوگاه بزرگ سلطه‌جو در جهان برایشان تحمل اين انقلاب مشكل است. پس به همين دليل بايد از همين مرحله آغاز و مرحله نخستين ملت انقلابى مسلمان ايران، پيوستگى و يگانگى خودش را با همه مسلمانان مدنظر قرار دهد» (صورت مشروح مذاكرات قانون اساسى،  ج1: ص 451).

شهید بهشتی در مذاکرات مربوط به اصل 84 (نماینده در برابر تمام ملت مسئول است) که این پرسش مطرح می‌شود که «چرا نماینده‌‌ای که از یک حوزه انتخابیه انتخاب می‌شود، در برابر «همه» ملت مسئول است»، بلافاصله به حدیث نبوی (کلکم راع و کلکم مسئولٌ...) استناد می‌کند و می‌گوید: «از آن‌جا كه بر مبناي تعالیم اسلامی هر فرد مسلمان نسبت به مسائل مربوط به همة امت مسئولیت دارد، نماينده يك محل از طرف آن‌ها نسبت به همه مسئولیت‏ها نمايندگي دارد و حامل مسئوليت يك‏یک موکلان خود است. اين اصل بر اين اساس تنظيم شده است كه نماينده مناطق، فقط خود را مسئول منطقه خود ندانند و هر نماينده در مجلس نسبت به همگان مسئولیت عام دارد (صورت مشروح مذاکرات قانون اساسی،  ج2: ص 837).

شهید بهشتی در جایی درباره شرایط تصدی سمت‌ها می‌گوید «ما به صراحت درباره رهبری و ریاست جمهوری و از این قبیل سمت‌ها شرط عدالت را در قانون اساسی در نظر گرفتیم اما اگر راستش را بخواهید درباره همه سمت‌ها عدالت شرط است. درباره پلیس، فرماندار، وزیر و همه مسئولین این مسئله شرط است.» شهید بهشتی بزرگترین خسارت وارد بر جامعه اسلامی را «عدالت و امامتِ داغان‌شده» می‌خواند و بعد از تبیین مفهوم قسط در آموزه‌های اسلامی و رابطه آن با مقوله امامت می‌گوید:

«شاید اگر از شما بپرسند آقا کی‌ها باید عادل باشند؟ می‌گویید امام معصوم؛ مرجع تقلید؛ امام جماعت. اگر خیلی آن گوشه‌های حافظه و ذهنتان را بکاوند و بکاوید می‌گویید بله قاضی هم باید عادل باشد. دیگر چه؟ نه جانم! این عدالت داغون‌شده و امامت داغون‌شده است، بخشدار باید عادل باشد، فرماندار باید عادل باشد، شهردار باید عادل باشد، پلیس باید عادل باشد، افسر باید عادل باشد، درجه‌دار، سرگروهبان، گروهبان و استوار و این‌ها باید عادل باشند، افسران هرچه می‌آید بالاتر، عدالت هم باید مهم‌تر و قاطع‌تر و جدی‌تر و درجه‌اش عالی‌تر باشد و مدیرکل و رئیس اداره و وزیر و معاونش و استاندار و نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور و همه این‌ها باید عادل باشند. چه جور عدالتی؟ یعنی آدم‌های درستی باشند؟ ای آقا! چه می‌گویی آن‌قدر سخت می‌گیری؟ ما پشت سرش که نمی‌خواهیم نماز بخوانیم، یک آدم باشد کارها را راه بیندازد. درست هم باشد. بس است دیگر. نیست این‌جور آدم. این تعلیم مذهب من و تو نیست. باید بتوانی پشت سرش نماز بخوانی، پشت سر همه‌شان یکی یکی شان. چه کنم دیگر؟ ما حد اعلای عدالت را بردیم برای امام جماعت، خوب کاری هم کردیم... حالا که قرار است سمبل شرط عدالت را شما مردم در امام جماعت بدانید، بهترین تعبیر این است که بگویم در نظام اسلامی باید پشت سر یک‌یک مقامات‌ مسئول بتوانی نماز بخوانی. این است مسئله عدالت دلیلش هم واضح است و روشن... شما راحت می‌توانید بفهمید در جامعه‌ای که قرار است مردم را به سوی عدل جامع ببریم، آن‌هایی که می‌برند جامعه را، کی‌ها می‌برند جامعه را؟ آن‌ها که جامعه را می‌گردانند و اداره می‌کنند... باید جامعه را برمحور عدل بگردانند. آدمی که خودش عادل نباشد، چقدر توانایی دارد جامعه را بر محور عدل بگرداند؟ چقدر می‌شود از او انتظار داشت؟ چقدر می‌شود به او اعتقاد و اطمینان داشت که این جامعه را بر محور عدل خواهد گرداند؟» (جاودانه ‌تاریخ، گفتارها 2، 1390، صص13-16).

نقش شهید بهشتی در تدوین محتوای مقدمه و مؤخره قانون اساسی بسیار کلیدی بود. مقدمه قانون اساسی که هدف و ماهیت قانون اساسی و ارزش‌های بنیادین زیربنای آن را فرارو می‌آورد و ما را در فضای ذهنی تصویب‌کنندگان قانون اساسی قرار می‌دهد، به همت شهید بهشتی و همفکران ایشان تهیه شد. در مورد  مؤخره و خاتمه قانون اساسی در جلسه اختتامیه مجلس بررسی نهایی (مجلس خبرگان) قانون اساسی، شهید بهشتی چند دقیقه‌ای از وقت مجلس را صرف خواندن قسمتی کرد مشتمل بر آيات و رواياتي به‌عنوان قسمتي از مباني قانون اساسي در نصوص اسلامي‏ و با این بیان ضمن اثبات اصالت قانون اساسی و التقاطی نبودن آن نشان داد که چه مبانی و ارزش‌هایی الهام‌بخش این مجلس در تهیه و تصویب قانون اساسی بوده است. تأسف آن‌که دانشجویان حقوق به هنگام گذراندن واحدهای مربوط به قانون اساسی، چیزی از این مبانی نمی‌شنوند و نمی‌خوانند.

در این یادداشت کوتاه طبعاً نمی‌توان به صورت بایسته و شایسته، شخصیت چندبعدی، ژرف‌نگر، دوراندیش و عمق علمی «مظلوم قانون اساسی» را نشان داد. آثار مربوط به شهید بهشتی و نقش او در تدوین قانون اساسی بسیار مفید و قابل مطالعه است و به جد توصیه می‌شود دغدغه مندان انقلاب اسلامی و عموم دانشجویان به‌ویژه حقوق‌خوان‌ها در قالب حلقه‌هایی این موضوعات را به بحث و بررسی بنشینند به این امید که در توسعه ادبیات اصیل قانون اساسی در محافل علمی ما مؤثر باشد.

https://b2n.ir/683414

تاریخ :

1399/02/24 05:00:00 عصر

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0