عرفان مولوی؛ آرام‌‌بخش جهان امروز

گفت¬وگو با ارسلان فصیحی، مترجم کتاب «ملت عشق»


عصر اندیشه 1399/02/25 11:06:41 عصر

مردم جوامع غربی از ماده‌گرایی مفرط خسته‌اند

همان­طور که مستحضرید با اعلام تهیه­ کننده فیلم «مست عشق» به در دست ساخت بودن فیلمی به کارگردانی آقای حسن فتحی با موضوع رابطه میان شمس و مولوی، بحث­ های داغی در فضای رسانه ­ای و بعضاً علمی کشور مطرح شده است و حتی بعضی از علما هم در قم به آن واکنش نشان دادند که منجر به ایجاد تنش در فضای رسانه‌ای شد. موضوعاتی از این دست که جنس عرفانی که مولوی ترویج می ­کند، چیست؟ آیا همان تصوف است؟ یا با تصوف متفاوت است؟

از این رو ما در عصر اندیشه پرونده‌ای درباره این موضوع باز کردیم تا جنبه‌های عرفانی مولوی را مد نظر قرار بدهیم که ببینیم جنس آن چیست؟ تفاوتش با صوفیه در چه چیزی است؟ و دلیل اهمیت آن در فرهنگ ­های دیگر و کشورهای غربی و به طور ويژه میان تُرک­ها در چیست؟ با عنایت به توجه زیاد ترک­ها به مولوی و تألیفات زیادی که در باره او و آثارش دارند، می­ خواهیم بررسی کنیم کدام بُعد مولوی برای آن­ها بیشتر اهمیت دارد و مد نظرشان قرار می­ گیرد. آیا برداشتی که نسبت به عرفان مولوی دارند، صوفی­ گرایانه است؟ یا عرفان او را آمیخته با شریعت می­ دانند؟ در برداشت­ های ما مولوی یک عارف کامل مبتنی بر شریعت است که این ویژگی در کتاب‌هایش مشخص است. ولی از منظر دیگران ممکن است این­طور نباشد و او را منقطع از شریعت بدانند که بیشتر بر اخلاق و صوفی ­گری و مسائل عرفانی تأکید دارد که الزاماً خیلی هم مبتنی بر شریعت نیست. شاید به نظر برسد خانم «الیف شافاک» هم در کتاب «ملت عشق» که شما آن را به فارسی ترجمه کرده ­اید، همین نوع نگاه را دارند.

 با توجه به این­که کتاب ملت عشق هم در عرصه بین‌المللی و هم در ایران - به خاطر ترجمه ­ای که شما انجام داده بودید - خیلی مورد توجه قرار گرفت، به سراغ شما آمده ­ایم. در آغاز کلام مقداری در مورد کتاب و نحوه آشنایی با آن بفرمایید و این­که چه انگیزه‌ای از ترجمه کتاب خانم شافاک داشتید. از شناختی که از قلم و تفکرات این نویسنده دارید که منجر به ترجمه ملت عشق شد و همچنین نگاه­تان نسبت به جایگاه کتاب برای خوانندگان ما بفرمایید.

خانم الیف شافاک حدود ۱۰ عنوان رمان نوشته است، از جمله رمانی که با عنوان «عشق» در ترکیه و هم­زمان با عنوان «چهل قانون عشق» در آمریکا چاپ شده است. اما آشنایی من با آثار او قبل از ترجمه این رمان و از سال ۲۰۰۶ شروع شد که رمان «پدر و حرام­زاده» ایشان را خواندم. خیلی رمان خوبی بود؛ هم از لحاظ مضمون و محتوا و هم از لحاظ فرم. رمانی قصه ­گو و جذاب و در عین حال پرمحتوا به‌گونه ­ای که موقع خواندن، نمی­ توانستم آن را زمین بگذارم و در مسیر رفت و آمد با اتوبوس و هرجایی که بیکار بودم آن را مطالعه می­ کردم. لذا تصمیم گرفتم نویسنده آن را مطرح کنم. من قبلاً هم این کار را انجام داده بودم؛ یعنی نویسنده­ ای را که در ایران مطرح نبود با ترجمه چند اثر معرفی می ­کردم. البته منظورم نویسنده‌ه ای ادبیات ترکیه هستند؛ مثل «اورهان پاموک» که چند اثر از او را در دهه هفتاد ترجمه کرده بودم. ولی با توجه به این­که بعضی از رمان­ هایش را نمی­ شد بدون جرح و تعدیل و سانسور در ایران چاپ کرد، از ترجمه آثار او دلسرد شده بودم.

از این رو هنگام مطالعه رمان پدر و حرام­زاده تصمیم گرفتم این بار الیف شافاک را مطرح کنم. سال ۸۴ یا ۸۵ بود که با انتشارات ققنوس صحبت کردم که چنین نویسنده ­ای هست و من می ­خواهم کتابش را ترجمه کنم. اما با توجه به وضعیت و شرایطِ آن مقطع زمانی گفتند کتاب مجوز چاپ نمی­ گیرد. خودم هم فکر کردم به خاطر مباحثی که در آن مطرح می­ شود و حتی عنوان کتاب، واقعاً مجوز نمی­ گیرد. رمان­ های چاپ شده دیگر او هم جذابیت «پدر و حرام­زاده» را نداشتند. به هر حال ترجمه یکی از رمان­ های او با عنوان «خیره به حریم» را شروع کردم که رمانی است که برای قشر خاصی نوشته شده و هم ویژگی­ های تکنیکی داشت و هم پیچیدگی‌های مضمونی و فرمی. اما در ادامه منصرف شدم چون این یک واقعیت است که وقتی یک مترجم کتابی را ترجمه می­ کند، می­ خواهد دیده شود و آن کتاب خوانده شود. به هر حال همه این­ها در تصمیم‌گیری تأثیرگذار است. از این رو وقتی دیدم رمان­های قبلی آن چیزی نیست که من می­ خواهم و «پدر و حرام­زاده» را هم نم ی­شود ترجمه و منتشر کرد، تصمیم گرفتم منتظر بمانم تا کتاب بعدی او چاپ شود.

کتاب بعدی سال ۲۰۰۸ منتشر شد که ترجمه تحت ­اللفظی آن به فارسی «شیر سیاه» است. با مطالعه کتاب متوجه شدم باز هم با ذائقه آن روز من خیلی سازگار نیست. البته این کتاب را بعدها ترجمه کردم و با عنوان «بعد از عشق» منتشر شد. می­ خواهم عرض کنم هدف من از ترجمه کتاب «ملت عشق» مطرح کردن نویسنده ­اش در ایران بود و انتشار آن هیچ ربطی به موضوع کتاب نداشت. به هر حال این کتاب در سال ۲۰۰۹ با عنوان «عشق» در ترکیه منتشر شد و من آن را اردیبهشت 88 در نمایشگاه کتاب تهران دیدم که مصادف با ماه می میلادی بود. صفحه اول آن را که ورق زدم دیدم در ترکیه در ماه فوریه منتشر شده و در این فاصله به چاپ ۲۵۶ام رسیده بود. حساب کردم دیدم می­ شود روزی یک چاپ یعنی در حد روزنامه.

این تعداد چاپ بالا انگیزه ­ای شد که سریع تر آن را بخوانم و ترجمه کنم. همین کار را هم کردم؛ یعنی خردادماه همان سال ترجمه را شروع کردم و پاییز تحویل ناشر دادم. کارهای مربوط به انتشارات انجام و کتاب برای اخذ مجوزچاپ ارسال شد. در آن زمان آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور و آقای صفار هرندی وزیر ارشاد بود. به هر حال بعد از پنج یا شش ماه در اردیبهشت سال بعد به ناشر اعلام کردند کتاب، غیرمجاز است. به جز این کتاب چند کتاب دیگر من نیز به فاصله چند ماه غیرمجاز اعلام شدند. من در ترجمه فارسی اسم کتاب را ملت عشق گذاشته بودم. این‌جا لازم است توضیح بدهم که عبارت ملت از بیت معروفی در مثنوی و به معنای دین گرفته شده است:

ملت عشق از همه دین­ ها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست

کلاً در ادبیات فارسی تا صد سال پیش ملت، به معنای دین است؛ ملت عشق یعنی دین عشق. اخیراً فکر می‌کنند ملت یعنی مردم. از این رو من از این ترکیب استفاده و این عنوان را برای ترجمه فارسی کتاب انتخاب کردم برای این­که هم من و هم دوستان معتقد بودیم اگر به‌عنوان اصلی یعنی«عشق» منتشر شود، ممکن است خواننده فارسی‌زبان ایرانی فکر کند با یک کتاب روانشناسی یا کتابی درباره مقوله عشق و نظریات مربوط به آن نظیر آثار «اریش فروم» روبروست. بعد از چند سال که دولت و به تبع آن وزیر ارشاد عوض شد، این کتاب با پیگیری­ های ناشر در سال ۹۴ مجوز چاپ دریافت کرد و به‌عنوان هدیه نوروزی انتشارات ققنوس در چاپ اول و دوم به صورت رایگان در اختیار همکاران و دوستانی که با انتشارات ققنوس کار می ­کردند، قرار گرفت. سال بعد هم سه تا از مجموعه داستان­های «عزیز نسین» که آن­ها هم با ترجمه من غیرمجاز شده بودند، چاپ شدند. این کار همین ­طور ادامه دارد تا امسال که کتاب «باب اسرار» نوشته «احمد امید» که آن هم درباره زندگی شمس و مولوی است و من آن را به فارسی ترجمه کرده­ ام، چاپ و به‌عنوان هدیه نوروزی ارائه گردید. این رمان در ترکیه یک سال قبل از رمان ملت عشق چاپ شده ولی در ایران حدوداً چهار سال بعد از آن منتشر شده است. به جز این موارد کتاب دیگری از ایشان با عنوان «خیره به حریم» را نیز ترجمه کرده ­ام که هنوز منتشر نشده است.

اگر موافق باشید وارد محتوای کتاب شویم. با توجه به این­که آثار دیگری را هم در زمینه رابطه شمس و مولوی ترجمه کرده­اید، برداشت شما از نگاه شافاک به عرفان مولوی، عشقی که بین شمس و مولوی وجود داشته است یا آن چیزی که عرفان مولوی ترویج می­کند، چیست؟

مترجم هم خواننده کتاب است حالا ممکن است خواننده دقیق­ تری نسبت به سایرین باشد لذا اهمیتی بر درست یا غلط بودن نظر او مترتب نیست. مهم این است که دریافت خوانندگان از کتاب چیست؟ دریافت من مثل هر خواننده دیگری خواهد بود.

منظور ما نظر شما به‌عنوان یک خواننده متخصص است.

من متخصص زبان و ادبیات ترکی هستم، متخصص عرفان نیستم. اما موضوعی که در مورد صوفی ­گری و تصوف باید در نظر گرفت این است که متصوفه بر خلاف ایران که از دوران صفویه به بعد سرکوب شدند، در دوره حکومت عثمانی نه تنها سرکوب نشدند بلکه تشویق هم شدند. از این رو نحله‌ها و طریقت­ های مختلف صوفی در مملکت عثمانی رشد کردند و شکوفا شدند. فرقه­ هایی مثل بکتاشیه و ملامتیه و حتی طریقت مولویه در آن­جا طرفداران و پیروان زیادی دارند. مولویه، یک طریقت صوفیه در ترکیه است که پیروان جلال الدین محمد بلخی (مولوی) هستند. طبعاً مولوی علاقه­ مندان بسیاری دارد و از صدها سال پیش درباره آثار وی تحقیقات زیادی انجام و شرح­ های مختلفی بر آثارش نوشته شده است. از این رو در ترکیه رمان­ های مُلهَم از زندگی و آثار مولوی و سایر متصوفه بسیار نوشته می­ شود. بعضی­ ها می­ پرسند چرا این آثار در ایران نوشته نمی­ شوند؟ چون تصوف در ایران جایی ندارد و جایگاهی که در ترکیه دارد در ایران ندارد.

یعنی هنوز هم در ترکیه طرفدار دارد؟

بله آن­جا طریقت دارند ولی در ایران تنها دراویش گنابادی را داریم که بعضاً دستگیر هم می­ شوند. در ترکیه پیروان تصوف نه تنها آزاد هستند بلکه امکانات هم در اختیار دارند. این امر از زمان عثمانی به بعد به همین شکل است. نتایج این رشد، شکوفایی و فرصتی که به این طریقت­ ها در طول زمان داده شده است، به شکل چاپ رمان و ... نمایان می­ شود. سالانه حداقل ۲۰۰ عنوان رمان در مورد مولوی و آثارش نوشته می ­شود. بهترین شرح بر مثنوی را «عبدالباقی گولپینارلی» نوشته که اهل ترکیه است. در ایران به آن­ها اجازه کار ندادند لذا طرفداران چندانی ندارند یا تعداد آن­ها اندک است. به طور کلی، همیشه کیفیت از کمیت زاییده می­ شود و وقتی کمیت نباشد کیفیتی هم در کار نخواهد بود.

به نظر شما دلیل جذابیت عشقی که بین این دو نفر بوده در چیست؟ ما در طول تاریخ بشریت داستان عشقی وکشش بین انسان­ها کم نداشتیم پس دلیل این­که عشق بین شمس و مولوی و رابطه مراد و مریدی آن­ها تا این اندازه مورد توجه واقع می­شود، چه می­تواند باشد؟

دلیل محبوبیت این رمان پرداختن به عشق به طور کلی است نه الزاماً عشق زمینی بین دو نفر. اولاً الیف شافاک نویسنده فمنیستی است که دغدغه فمینیسم دارد و آن را در آثار خود می ­گنجاند. به‌عنوان مثال بعضی ­ها به کتاب «بعد از عشق»، عنوان مانیفست فمینیسم را اطلاق می­ کنند. طبیعی است وقتی یک نویسنده فمینیست کتابی بنویسد، زن­ها که بالقوه همه فمینیست هستند، جذب کتاب می­ شوند. همه جای دنیا به این شکل است که اگر کتابی را زن­ها بخوانند، آن کتاب موفق می ­شود. به‌عنوان مثال «دانیل استیل» یک نویسنده آمریکایی است که مخاطبانش خانم­ها هستند و توانسته با فروش کتاب‌هایش جزیره بخرد. فروش کتاب چند عامل داردکه باعث موفقیت آن می­شود: اسم نویسنده، اسم مترجم، اسم ناشر، مضمون کتاب و مهمترین عامل این است که خواننده ­ها مطالعه آن را به یکدیگر توصیه کنند که اصطلاحاً به آن تبلیغ افواهی می­ گویند. این تبلیغ افواهی مهمترین عامل موفقیت کتاب است، حالا هر کتابی که می‌خواهد باشد. اگر شما کتابی را خواندید و به دوست و فامیل و اقوام و اطرافیان هم خواندن آن را توصیه کردید، این زنجیره همین­طور ادامه پیدا می­ کند و موفقیت کتاب به صورت تصاعدی بالا می ­رود.

حالا به طور خاص اگر راجع به ملت عشق صحبت کنیم باید بگوییم این کتاب ترویج محبت، نوع­ دوستی، مدارا، تساهل و به شکل غیرمستقیمی ترویج فمینیسم است. همه این­ها با هم در مجموع باعث شده است این رمان خیلی موفق شود و به نظرم دلیل موفقیت آن پرداختن به عشق بین شمس و مولانا نیست. این است که خانم‌ها را مخاطب قرار می ­دهد، حقوق آن­ها را متذکر می ­شود و به ظلم ­هایی که در طول تاریخ به آن­ها شده است اشاره می­ کند، توصیه به مدارا و نوع­ دوستی دارد و مهر و محبت را ترویج می‌نماید. بسیاری با خواندن این کتاب به دنبال تسکین هستند. مخاطبان کتاب این مطلب را در جلسات نقد و بررسی کتاب و جشن امضاء و غیره در شهرهای مختلف به من می ­گویند که این کتاب در زندگی و طرز تفکر و دید ما تحول ایجاد کرده و ما را تسکین داده است.

جنس این آرامش دقیقاً چیست؟

آرامش روحی و فراموش کردن دنیا و مافیها. گفته می­ شود تصوف بعد از حمله مغول شکل گرفته است؛ یعنی وقتی آدم­ها به نوعی دچار استرس و سرخوردگی و ناامیدی می ­شوند، به عرفان و معنویات پناه می ­برند تا برای­شان نوعی آرامش و تسکین روح و تسکین معنوی ایجاد ‌کند. این سرخوردگی در جوامع مختلف، شکل­های مختلفی دارد؛ مثلاً در جوامع غربی از بس فردگرایی ترویج شده است، آدم­ها به نوعی از این ماده­ گرایی و فردگرایی مفرط خسته شده ­اند. از این رو این کتاب و سایر آثار مولوی جزو کتاب‌های پرفروش در آمریکا هستند. برای این­که آن­ها هم مثل همه انسان­ ها به دنبال مفر و آرامش هستند.

شما نقش داستان مولوی در فروش این کتاب در ایران را چگونه می­بینید؟ مثلاً اگر یک داستان عشقی صِرف بود باز هم این اندازه فروش داشت؟

خیر. ببینید به هر حال مولوی شخصیتی است که در ایران شناخته شده و الان شمس تبریزی هم در حال شناخته شدن است. همین عوامل باعث می­ شود خواننده ایرانی با آن احساس نزدیکی کند. نکته دیگر این­که محیطی که در کتاب تصویر می­ شود محیط مأنوسی است لذا خواننده با رمان احساس خودی بودن می­ کند. من خودم این حس را در فضای خواندن رمان ایرانی بعد از مدتی که رمان خارجی می­ خواندم، تجربه کردم. به‌عنوان مثال وقتی داستان­ های آمریکای جنوبی را می‌خواندم نمی­ توانستم تصورم کنم سرزمینی که در این رمان به تصویر کشیده می ­شود، کجاست؟ همان موقع وقتی شروع به خواندن داستان­ های ایرانی کردم، دیدم این­جا دیگر محله و خانه خودمان است وآدم­های آن مثل ما حرف می ­زنند. این موضوع من را به خواندن رمان­ های ایرانی در آن دوره ترغیب کرد.

به هر حال نزدیکی، قرابت و شباهت محیط و اشتراک آدم‌ها و شخصیت‌ها و فرهنگ­ها باعث می­ شود خواننده بیشتری جذب خواندن این رمان شود. این نکته را هم باید اضافه کنیم که اگر مترجم در ترجمه موفق شده باشد؛ یعنی فارسی بنویسد، خواننده موقع خواندن درک کند چه چیزی نوشته شده است، احساس کند به زبان خودش است و بوی ترجمه از آن استشمام نکند، باعث می­ شود همه به خواندن کتاب راغب باشند. اگر در ترجمه از پیچیدگی‌های زبانی، اصطلاح­ های غامض و جملات بی سر و ته خبری نباشد، شما خیلی روان شروع به خواندن کنید، همه متن قابل درک باشد و ریتم متن را احساس کنید باعث می­ شود کتاب موفق و پر فروش باشد.

با توجه به نکته­ای که در خصوص طریقت مولویه در ترکیه اشاره کردید، تفاوتی در نگاه به مولوی وجود دارد و آن این­که برخی معتقدند عرفان مولوی مبتنی بر طریقت است. یعنی یک رابطه قلبی و دلی با یک منبع غیبی. ولی برخی معتقدند حتی از خود کتاب مثنوی هم این مطلب برمی­آید که او طریقت را مبتنی بر شریعت قرار می­دهد یعنی علی­رغم آن رابطه قلبی، التزام به یک­سری بایدها و نبایدها و مناسک را هم مدنظر قرار می­دهد. لذا به نظر می‌رسد نویسندگان ترک بیشتر بر طریقت تأکید دارند و تفاوت­شان با عرفان ایرانی و اسلامی در همین موضوع است. نظر شما در این خصوص چیست؟

ببینید عرفانی که در ترکیه رایج است غیراسلامی نیست. آن­جا دینی به نام علویه هست که می­ توان گفت خارج از اسلام است ولی این ربطی به تصوف و عرفان رایج در ترکیه ندارد و همه آن­ها عرفان اسلامی هستند. حالا بررسی این­که بیشتر بر پایه ارتباط روحی و دلی با خدا استوار است یا بر اساس شریعت به طریقت می­ رسد، در تخصص من نیست و نمی‌توانم راجع به آن اظهارنظر کنم.

آیا کتاب باب اسرار هم از لحاظ نوع نگاهی که به مولوی دارد در راستای کتاب ملت عشق است؟

خیر. قالب، سوژه و مضمون یکی است ولی آن­جا ژانر متفاوت و نگاه انتقادی است. انتقادی به این معنا که دیدگاه‌های مختلف را مطرح می­ کند و قضاوت را به خواننده می­ سپارد؛ حکم صادر نمی کند و قاعده نمی­ دهد. حتی به نظر من اندیشه‌های مولوی را در قالب رمان خیلی بهتر و دقیق­ تر از ملت عشق مطرح می ­کند. اندیشه مقابل آن را هم عنوان و به هر دو نقد وارد می­ کند. انتشار این دو کتاب به فاصله یک سال در ترکیه باعث شد چندین پایان‌نامه کارشناسی ارشد با موضوع مقایسه‌ این دو کتاب نوشته شود. حالا این فرصت در ایران هم فراهم شده تا مقایسه این دو رمان با هم و آشنایی با اندیشه­ های شمس تبریزی و مولوی از دو زاویه مختلف ممکن شود که از این بابت جای خوشحالی است.

به نظر شما آیا چاپ این قبیل کتاب‌ها در ترکیه با موضوع پرداختن به مولوی و زندگی او منجر به معرفی این شاعر و عارف با هویت تُرکی و غیرایرانی نمی‌شود؟

با مطالعه رمان متوجه می­شوید به این مسئله ربطی ندارد.

منظور ما الزاماً این رمان خاص نیست.

در رمان ملت عشق به ترک یا فارس بودن مولوی اشاره­ ای نمی ­شود. البته در باب اسرار اشاره می­ کند که فارس است و شعر ترکی ندارد چون به­ صورت علمی به قضیه پرداخته است. این حقیقت را همگان و از جمله ترک­ ها می ­دانند که آثار مولوی به فارسی نوشته شده است و آن­ها متون ترجمه شده آن را می­ خوانند و باقی حرف­ های مفتی است که برخی می ­زنند.

تاریخ :

1399/02/25 11:06:41 عصر

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه شماره 25
جمعه , 26 شهریور 1400 , 15:33